پير جمال الدين محمد اردستانى

51

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى )

معرفتش كه بايد از راه تحقيق و ديدن به آن برسد اضافه شود و چنان كه قبلا در شرح حال پيرجمال و شيخ كامو گفته شد آن دو كه از بزرگان اين طريقتند بيشتر عمر خود را همواره در سفر گذرانده‌اند . جمالى در مورد اهميت اين اصل گفته است : ببايد بريدن ز خويش و تبار * رها كرد بايد همه كاروبار به اهل فساد و به اهل هوس * نبايد نشستن هلا يك نفس « 1 » علم چون آب است و آتش مال و زر * علم خواهى خيز و رو نه در سفر « 2 » امّا پيرجمال به تنهايى سفر كردن را توصيه نمىكند و همواره در همهء آثارش بر همراه داشتن يار موافق تأكيد كرده است و به حديث الرفيق ثم الطريق « 3 » استناد فراوان نموده است . براى نمونه : گفت پيمبر ز براى رفيق * رو به رفيق آر آنگه طريق « 4 » 2 . 1 . 14 . اجتناب از دروغ‌گويى و طمع : « و اصلا دروغ نگويى و طمع در مال هيچ‌كس نكنى . . . » « 5 » 2 . 1 . 15 . دورى از غيبت و پيش‌داورى و پيش گرفتن طريق رفق و مدارا با سالكان : « . . . و جمهور آفريدگان را حقير ندانى و گواهى نيك و بد در حق هيچ سالك ندهى تا به استقامت رسد و آنچه توانى از شفقت دريغ ندارى به طريق رفق و محبت كه كمال ايمان به دوستى مخلوقات باز بسته است . » « 6 » 2 . 1 . 16 . تقصير نكردن در دوستى و غنيمت شمردن صحبت درويشان و احترام گذاشتن به آنها : « . . . و اين فقير وصيت مىكنم كه در دوستى تقصير مكنيد و صحبت را غنيمت دانيد و دوست دانا به دنيا مفروشيد كه از صحبت درويشان دانا به دانايى توان رسيد و دانايان توان شناخت . . . زينهار كه با درويشان نشينيد و عار مداريد و غنيمت دانيد » « 7 »

--> ( 1 ) . شرح الكنوز ، ص 195 . ( 2 ) . نهاية الحكمة ، برگ 290 . ( 3 ) . بحار الانوار ، ج 77 ، ص 155 ؛ جامع الصغير ، ج 1 ، ص 62 . ( 4 ) . كنز الدقائق ، برگ 155 . ( 5 ) . شرح الكنوز ، ص 392 . ( 6 ) . همان . ( 7 ) . همان .